که ما در انجماد سبزه ها...
سرد شده ایم
و زمستان بودن ... همیشه آسان تر است
و زیر برف مدفون شدن ...
حضور ساده تری است .

چشمهای ما ستاره ندارند و گرنه آن قدر فرشته به زمین نگاه میکند
که مسیر پرواز به اندازه هفت آسمان نقره ایست...............
.................
تقدیر، تجلی صادقانه خواستن های ماست .........
بیا از زمین وزمان گلایه نکنیم ...........
اما من دوسش دارم چون تنهایی رو درک می کنه..................
از کج خانه های حلبی آباد تا کنج خانهای منهتن .
همه یک جور میخورند!
همه یک جور میزایند!
و همه یک جور می میرند!
و خداوند به خاطر این مورچه هاست که جهان را آتش نمیزند. 
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند...........
ولی کسی از من نپرسید ............
که شاید گلی کاشته باشم.......

رو زمین ستاره کم نیست، رو زمین فرشته هم هست
اما واسه گریه کردن، اینجا یک عالمه غم هست
هرچی انتظار نداری واست اتفاق میفته
به جای برگا تو پاییز، از درخت کلاغ میفته
هیشکی باورش نمیشه هیچ کسی رو دوست نداری
اینجا مجبوری همیشه به روی خودت نیاری
فک کنی زندگی خوبه! فک کنی دنیا بزرگه
با خودت بلند بگی که:خشت گلی خدا بزرگه!
به کعبه گفتم :.............تو از خاکی منم خاک . .............چرا باید به دور تو بگردم .
ندا آمد ..........
تو با پا آمدی ........ باید بگردی .....
برو ... با دل بیا............ تا من بگردم .
طاعت فرمودی و توفیق باز داشتی .
ز معصیت منع کردی، بر آن داشتی.
ای دیر خشم زود آشتی! آخر مرا در فراق بگذاشتی .

ای نزدیک تر به ما از ما و مهربان تر به ما از ما ! نوازۀ ما بی ما .
به کرم خویش ، نه به سزای ما. نه کار به ما، نه بار به طاقت ما .
نه منّت به توان ما . هر چه کردیم تاوان بر ما ، هر چه تو کردی باقی بر ما.
هر چه کردی به جای ما، به خود کردی نه برای ما.
